ترجمه ی زندگی | ||
به نام خدای رحمن و رحیم سلام یه چیزی بود که می خواستم توی این آپم بنویسم، اما فعلاً حس نوشتنش نیست.. دلم گرفته بود.. دیوان حافظ رو باز کردم و... رسید مژده که آمد بهار و سبزه دمید صفیر مرغ برآمد بط ِ شراب کجاست؟ ز روی ساقی مهوش گلی بچین امروز چنان کرشمه ی ساقی دلم ز دست ببرد من این مرقّع رنگین چو گل بخواهم سوخت عجایب ره عشق ای رفیق بسیار است به کوی عشق منه بی دلیل راه قدم مکن ز غصه شکایت که در طریق طلب ز میوه های بهشتی چه ذوق دریاید خدای را مددی ای دلیل راه حرم بهار می گذرد دادگسترا دریاب گلی نچید ز بستان آرزو حافظ شراب نوش کن و جام زر به حافظ بخش --------- پ.ن.1. خلاصه نشستم همش رو خودم نوشتم. بعد گفتم بذار با عباراتی که من دارم و توی اینایی که پیدا کردم نیست سرچ کنم. «آل مجتبی : در حافظ خانلری بیت آخر را در حاشیه آورده و در عوض پنج بیت دیگر اضافه دارد.» خیالم راحت شد :دی پ.ن.2. [ سه شنبه 91/2/5 ] [ 4:16 صبح ] [ گویای خاموش ]
[ نظرات () ]
|
||
[ فالب وبلاگ : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] |