وبلاگ :
ترجمه ي زندگي
يادداشت :
از جنس پرواز...
نظرات :
3
خصوصي ،
40
عمومي
نام:
ايميل:
سايت:
مشخصات شما ذخيره شود.
متن پيام :
حداکثر 2000 حرف
كد امنيتي:
اين پيام به صورت
خصوصي
ارسال شود.
+
داود نجفي
سلام به به چقدر زيبا
ما يه سري سوار هواپيدا شديم ، سقوط کرد و همه مرديم، البته از ارتفاع يک پايي خودش را ول کرد رو زمين مث منگلا
خلاصه نمرديم که ولي من چون تو صندلي هاشون جام نميشد چشمام از حدقه زد بيرون،صندلي رفت تو حلقم، تازه يه چيز خيلي جالب اينکه نفر بغلي دستشو کرد زير صندلي و گفت خدا را شکر چتر نجات هم داره، منم خيلي دوست داشتم ازش استفاده کنم، نگو چتر نجات نبوده، فکرشو بکنين هواپيدا سقوط ميفرمود و منم جو گير اون ماسماسکو به عنوان چتر نجات بر ميداشتم و ميپريدم و وقتي ميرسيدم به زمين ميديدم به به جاتره و بچه خيس
پاسخ
سلام
دور از جون..
آخرش جليقه ي نجات بود يا نبود؟ :)))
الآن همه ي ايني که گفتيد تخيلي بود يا ريشه در واقعيت هم داشت؟
دونخطه خب واضح حرف بزنيد :دي