وبلاگ :
ترجمه ي زندگي
يادداشت :
پيش از اين ها...
نظرات :
9
خصوصي ،
31
عمومي
نام:
ايميل:
سايت:
مشخصات شما ذخيره شود.
متن پيام :
حداکثر 2000 حرف
كد امنيتي:
اين پيام به صورت
خصوصي
ارسال شود.
+
رب
خوندم!
من پستتو خوندم!
ميدوني ! نميدونم چرا خيلي شبهه ها برام پيش مياد يا اينکه چرا خيلي شبهه ها برا خيلي ها پيش نمياد يا چرا گاهي شاکي ميشم با اينکه ميدونم حق شاکي شدن ندارم يا خيلي يا هاي ديگه ..
ميدوني ...کلا خيلي چيزا نميدونم ..
پاسخ
سلام ... تبريک ميگم! :دي ... خب منم نميدونم اينچيزارو.. ولي خب اين نشون ميده سرتو مثل کبک توي برف نکردي و چشماتو نبستي.. خوبه که! کلاً هروقت از همهچيز اين روزگار راضي بوديم و عيبي نديديم، اونوقته که بايد نگران شد که نکنه چشمامون بستهست (حالا يا خودمون بستيمشون يا يه عده ذينفع با يه تابلوي قشنگ و غيرواقعي جلوي چشممون رو گرفتن تا خوش باشيم.. که ببرنمون به هر بيراههاي که.. :| ) .. پس قدر اين چلنجهاي دروني رو بدون.. :)