• وبلاگ : ترجمه ي زندگي
  • يادداشت : يادداشت هاي گوياي 13 ساله (2)
  • نظرات : 11 خصوصي ، 47 عمومي

  • نام:
    ايميل:
    سايت:
       
    متن پيام :
    حداکثر 2000 حرف
    كد امنيتي:
      
      
     
    + رب 
    حس چقد خاطره بنويس بوده!
    من يه دفتر اجباري ديگه هم داشتم که مطمئنم از نفرت همون سال انداختمش دور..
    معلممون مجبورمون ميکرد (فککنم اول راهنمايي) هرررررررشب روزانه هامونو بنويسيم اونم يک صفحه!!
    ميدوني يک شب خوبه ..يک هفته خوبه ...نهايت ديگه يک ماه !1
    ولي خب بعدش کم مياري ! چي بگي آخه!
    آخه نمي شد همه کارامونو که بنويسيم که !
    خلاصه ازون دفترم حالم بهم ميخورد همش تکراري و مسخره بود ..مخصوصا که عمومي هم بود يني بايد رسمي و عمومي و اينا مينوشتي براي نمره گرفتن :|
    پاسخ

    سلام ... حس؟! حس خاطره بنويس بوده؟ مگه حس هم جايي خاطره نوشته؟ دونخطه گيج! ... وااااااااااااااااااي! چه کار مسخره اي!!! اوف!