• وبلاگ : ترجمه ي زندگي
  • يادداشت : يادداشت هاي گوياي 13 ساله (2)
  • نظرات : 11 خصوصي ، 47 عمومي

  • نام:
    ايميل:
    سايت:
       
    متن پيام :
    حداکثر 2000 حرف
    كد امنيتي:
      
      
     
    + سبو 

    ساعت از نيمه، قدّ دوانگشت باز گذرونده از شب و من، به احتساب اين نوبه که باز شد، به تعداد روزهاي هفته م بعلاوه چند ساعت، جمع دفعاتي بود که به زانوي دق نشوند منو اين پارسي بلاگ... و اما...

    به نام سلام!

    دوس دارم اين نوشته هاي "گوياي 13ساله" رو!

    زياد تا :)

    بچه ها (خودمو دلم با چندتا از اطرافيان!!!) درخواست تخمه اضافه داديم؛ ميشه قد تموم شدن اين چند کيلو تخمه و پرپر شدنه گل هاي آفتاب گردونه باغ بابا بزرگم، اين يادداشت ها رو بطولين؟! :دييي

    ممنون ميشم!... جدي يم مزه داد..

    (اينکه کم پهنام، والا تقصيره پارسي بلاگه و ايده ي صفحه نوشتاري نظراتش! ببخشيد بهر حال! ممنون...)

    پاسخ

    سلام ... من از طرف خودم و پارسي بلاگ از شما پوزش مي طلبم! :دي :) ... نه ديگه، همين طوريشم ملت دارن توي وباي همساده آرزوي هرچه زودتر بهشتي شدنم رو مي کنن (:دييييي) به خاطر اين که چنين نوشته هايي رو باب کردم :ديييي ... "پرپر شدنه گل هاي آفتاب گردونه باغ بابا بزرگم".. چقد از اين جمله خوشم اومد! :) ... ممنونم :) .. حالا اينو هم مي ذارم پيش بقيه ي درخواستا، اگه زياد شد شماره 3 اِش رو هم مي ريم :ديييييي دونخطه بي جنبه! :دي // پ.ن. دونخطه گوجه گنديده س که داره مياد طرفم! :پي