ساعت از نيمه، قدّ دوانگشت باز گذرونده از شب و من، به احتساب اين نوبه که باز شد، به تعداد روزهاي هفته م بعلاوه چند ساعت، جمع دفعاتي بود که به زانوي دق نشوند منو اين پارسي بلاگ... و اما...
به نام سلام!
دوس دارم اين نوشته هاي "گوياي 13ساله" رو!
زياد تا :)
بچه ها (خودمو دلم با چندتا از اطرافيان!!!) درخواست تخمه اضافه داديم؛ ميشه قد تموم شدن اين چند کيلو تخمه و پرپر شدنه گل هاي آفتاب گردونه باغ بابا بزرگم، اين يادداشت ها رو بطولين؟! :دييي
ممنون ميشم!... جدي يم مزه داد..
(اينکه کم پهنام، والا تقصيره پارسي بلاگه و ايده ي صفحه نوشتاري نظراتش! ببخشيد بهر حال! ممنون...)